می توانم بگویم مرد غریبه در اتوبوس با سبزه طوری رفتار می کرد که انگار مدت هاست همدیگر را می شناسند. او با چاپلوسی دراز کشید در حالی که دختر داشت دیکش را می مکید و آنها بدون هیچ خجالتی یکدیگر را لعنت کردند. دختر نه تنها سوار اتوبوس شد، بلکه برجستگی های قوی سوراخ خود را از چوب آن مرد نیز احساس کرد.
نکته اصلی این نیست که یک زن چقدر می تواند خروس را در دهان خود بگیرد. نکته اصلی این است که او کوشا است و تنبل نیست! خانواده ما بعد از همه مشکلات در خانه و با بچه ها دراز می کشد، پاهایش را باز می کند و به قول خودشان کار می کنند واسیا! و بعد تعجب کنید که چرا ما به دنبال کارگران زن در کنار آن هستیم! و چون تنبل نیستند و بلدند آهسته و آهسته مرد را به اوج لذت برسانند. آیا اگر با چنین کیفیتی به ما خدمت می کردند دنبال لذت خانم خانه بودیم؟
این خوشمزه است. آیا من هم می توانم یکی داشته باشم؟